الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي

25

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)

موجب خسارت بر ديگران است ، چشم نمىپوشند . از اين رو ، براى آنان فرمانروا و سرپرست قرار داد ، تا آنان را از فساد و تباهى و دست‌اندازى به مقررات باز دارد و حدود الهى و احكام شريعت را به پا دارد . هيچ گروه و ملّتى را سراغ نداريم ، كه به زندگى ادامه دهد ، و معيشت خود را تأمين كند و در امنيت و آسايش به سر برد ، مگر با وجود سرپرست و رئيسى ، كه به تدبيرِ او كارهاى دنيايى و آخرتىشان سامان يابد . و اين همان نكتهء هشدار دهنده‌اى است كه امام على بن ابى طالب ، در پاسخ سخنِ نادرستِ خوارج كه مىگفتند : « لا حُكمَ إلّالِلَّهِ ، جز خداى را فرمانى نيست » ؛ فرمود : كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ ! نَعَمْ انَّهُ لا حُكْمَ إلّالِلَّهِ ، وَلَكِنَّ هولاءِ يَقوُلوُنَ : لا إمْرَةَ إلّالِلَّهِ ، وَإنَّهُ لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اميرٍ بَرٍّ أوْ فَاجِرٍ يَعمَلُ فِي امْرَتِهِ المُؤمِنُ ، وَيَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ ، وَيُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الاجَلَ ، وَيُجْمَعُ بِهِ الْفَىءُ ، وَيُقَاتَلُ بِهِ العَدُوُّ ، وَتَأمَنُ بِهِ السُّبُلُ ، وَيُؤخَذُ بِهِ لِلضَّعيفِ مِنَ القَوِيِّ ؛ حَتَّى يَستَرِيحَ بَرٌّ ، وَيُسْتَراحَ مِنْ فَاجِرٍ . « 1 » سخن حقّ است كه با آن ، منظور باطل خود را بيان مىكنند . آرى ، همانا كه جز خداى را فرمان نيست ، و امّا اينان مىگويند : جز خداى را اميرى نيست . حال آن كه مردمان را ناچار بايد اميرى باشد ، خواه نيكوكار ، خواه بدكار ، تا در آن حكومت ، مؤمن به كار آخرت پردازد و كافر از دنيا بهره‌مند و برخوردار گردد و خداوند مرگ مردمان را به هنگام برساند و غنيمت به كمك آن امير گِرد

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 40 .